کاردستی
علیرضا جون چند روزی خیلی بهانه ام رو می گرفتی وقتی من سر کار بودم مامان بزرگ رو اذیت می کردی ، حق داشتی پسرم ، همیشه دوست داشتی من پیشت باشم برای همین یک شب تصمیم گرفتم به کمک خودت یه کاردستی درست کنیم و به ازای کارهای خوبی که انجام می دی یه ستاره بهت بدم و وقتی که ستاره هات به ده تا رسید یه جایزه خوشگل برات بخرم .


















این کاردستی رو به سلیقه خودت درست کردم و هر شب موقع خواب می گفتی مامان یه ستاره بهم میدی ؟ خیلی زرنگی ، می خواستی هر چه سریعتر ستاره هات به ده تا برسه تا از مامانی جایزه بگیری .
قربون پسرباهوش خودم بشم 


اولین ستاره رو به پسرم دادم چون به کمک مامانی این کاردستی رو درست کرد.

این کاردستی رو هم خاله فاطمه تو خونه مامان بزرگ در ست کرد که اگر پسر خوبی بودی و مامان بزرگ رو اذیت نکردی یه ستاره بهت بده . دست گلش درد نکنه و تا الان گل پسرم 6 تا ستاره گرفته ، آفرین پسر نازم 








کاردستی
